سيد محمد قلي كنتوري لكهنوي
559
تشييد المطاعن لكشف الضغائن ( فارسي )
زياد گفت كه : ديدم مجلس قبيح وتتابع نفس را ( 1 ) . وطبرانى روايت كرده كه : زياد گفت كه : ديدم منظرى قبيح را ( 2 ) . پس اگر مغيره مرتكب مقدمات جماع با منكوحه خود گرديده بود ، وصف اين مجلس صحيح به قبيح ، قبيح وغير صحيح مىبود ، پس حكم زياد به قبح آن دلالت واضحه دارد بر آنكه اين أمور با زن اجنبيه واقع شده . ونيز بنابر اين فسق زياد لازم مىآيد كه عمداً نظر به مغيره در حالت برهنگى أو با منكوحه خودش نموده ، پس عدم انكار عمر بر زياد به سبب اين فعل موجب طعن بر أو خواهد شد . وبر تعمد نظر زياد وديگر شهود ‹ 668 › عبارت ابن خلّكان وغير أو دلالت صريحه دارد ، كما علمت . پس تا وقتي كه شهود را علم به ارتكاب مغيره مقدمات زنا را با زن اجنبيه به هم نرسيده باشد ، نظر به مغيره در اين حالت سمتى از جواز نخواهد داشت ، وهو ظاهر جداً . وعلاوة بر اين از عبارت كابلى - كه سابقاً گذشته - ظاهر است كه زياد
--> 1 . كنز العمال 5 / 423 . 2 . الإصابة 3 / 403 .